با سلام.
اميدوارم از بازديد وبلاگ لذت ببريد. لطفا با بيان نظرات ارزشمند خود ما را در بالا بردن كيفيت وبلاگ ياري فرماييد.
من تنها یک چیز میدانم و آن اینکه هیچ نمیدانم. (سقراط)
مرا كسي نساخت، خدا ساخت؛ نه آنچنان كه «كسي ميخواست»، كه من كسي نداشتم، كسم خدا بود، كس بيكسان. او بود كه مرا ساخت، آنچان كه خودش خواست، نه از من پرسيد و نه از آن «من ديگر»م. من يك گل بيصاحب بودم. مرا از روح خود در آن دميد و، بر روي خاك و در زير آفتاب، تنها رهايم كرد. «مرا به خود واگذاشت». عاق آسمان! كسي هم مرا دوست نداشت. به فكرم نبود. وقتي داشتند مرا ميآفريدند، ميسرشتند، كسي آن گوشه خداد خدا نميكرد. وقتي داشتم روح ميپذيرفتم، شكل ميگرفتم، قد ميكشيدم،چشمهام رنگ ميخورد، چهرهام طرح ميشد، بينيام نجابت ميگرفت، فرشتهي ظريف و شوخ و مهربان و چابك پنجهاي، با نوك انگشتان كوچك سحر آفرينش، آن را صاف و صوف نميكرد، برانگارهي «كاشكي» كه تك درختي خشك بر پردهي خيالش تصوير كرده است، آن را تيز و عصبانگر و مهاجم نميپرداخت؛ وقتي ميخواستند قامتم را بركشند خويشاوند شاعر خيالپرور و بلند پرواز نداشتم تا خيال و آرزوي خويش را نثار بالاي من كند؛ . . .
دكتر علي شريعتي
نوشته شده توسط rbm-computer | لينک ثابت |دوشنبه 25 بهمن 1389|