با سلام.
اميدوارم از بازديد وبلاگ لذت ببريد. لطفا با بيان نظرات ارزشمند خود ما را در بالا بردن كيفيت وبلاگ ياري فرماييد.
من تنها یک چیز میدانم و آن اینکه هیچ نمیدانم. (سقراط)
ديدم در آن كوير درختي غريب را
محروم از نوازش يك سنگ رهگذر
تنها نشستهاي،
بيبرگ و بار، زير نفسهاي آفتاب
در التهاب،
در انتظار قطرهي باران
در آرزوي آب.
ابري رسيد،
-چهر درخت از شعف شكفت.
دلشاد گشت و گفت:
«اي ابر، اي بشارت بارن!
«آيا دل سياه تو از آه من بسوخت؟!
غريد تيره ابر،
برقي جهيد و چوب درخت كهن
بسوخت!
چون آن درخت سوختهام در كوير عمر
اي كاش،
خاكستر وجود مرا با خويش،
ميبرد باد،
باد بيابانگرد.
اي داد،
ديدم كه گردباد
-حتي
خاكستر وجود مرا،
با خود نميبرد.
حميد مصدق
نوشته شده توسط rbm-computer | لينک ثابت |پنجشنبه 07 بهمن 1389|