كامپيوتر، رويايي دوست داشتني من
 
 
منوی اصلی
صفحه نخـــــست
چــــاپ صفــــحه
خـــانه كردن وب
ذخـــــیره صفحه
پـست الکترونیک
بایگـــانی مطالب
در باره ی ما
 

با سلام. اميدوارم از بازديد وبلاگ لذت ببريد. لطفا با بيان نظرات ارزشمند خود ما را در بالا بردن كيفيت وبلاگ ياري فرماييد. من تنها یک چیز می‌دانم و آن اینکه هیچ نمی‌دانم. (سقراط)
موضاعات
آزمایشگاه پایگاه داده ها آزمایشگاه معماری News Software بدون شرح Poem بارسلونا Reading AMD Google Open Source Linux
پیوند وبلاگ
[Link_Title]

 

فال حافظ

جوک و اس ام اس

قالب های نازترین

زیباترین سایت ایرانی

جدید ترین سایت عکس

نازترین عکسهای ایرانی


آرشیو ماهیانه
اردیبهشت 1393
فروردین 1393
آذر 1392
اردیبهشت 1392
فروردین 1392
مرداد 1390
خرداد 1390
اردیبهشت 1390
فروردین 1390
اسفند 1389
بهمن 1389
دی 1389
نویسندگان
نویسندگان
پیوند وبلاگ
[Link_Title]

:: تمام پیوندها ::
 
طراح قالب و کد های جاوا...

كاربران آنلاين: نفر
تعداد بازديدها: 145
RSS

طراح قالب و کد های جاوا...

Www.LoxBlog.Com

کد های وجاوا :


استاد و شاگرد

 

 


بانگ برداشتم: _آه، دختر!

واي ازين مايه بي‌بند و باري!

بازگو، سال از نيمه بگذشت!

از چه با خود كتابي نداري؟

-مي‌خرم

- كي؟

- همين روزها

- آه ...

آه ازين مستي و سستي و خواب!

معني وعده‌هاي تو اين است:

«نوشدارو پس از مرگ سهراب»!


از كتاب رفيقان ديگر

نيك دانم كه درسي نخواندي

ديگران پيش رفتند و، اينك

اين تويي كاين چنين بازماندي ...


ديده‌ي دختران بر وي افتاد

گرمْ اَز شعله‌ي خود پسندي.

دخترك ديده را بر زمين دوخت

شرمگين زين همه دردمندي.


گفتي از چشمم آهسته دزديد

چشم غمگين پر آب خود را

پاپي پا نهاد و نهان كرد

پارگي‌هاي چوراب خود را.


بر رخش، از غرق، شبنم افتاد

چهره‌ي زرد او زودتر شد

گوهري زير مژگان درخشيد

دفتر از قطره‌يي اشك، تر شد-


اشك نه، آن غرور شكسته

بي‌صدا، گشته بيرون ز روزن

پيش من يك به يك فاش مي‌كرد

آنچه دختر نمي‌گفت با من:


«چند گويي كتاب تو چون شد؟

بگذر از من كه من نازم ندارم!

حاصل از گفتن درد من چيست،

دسترس چون به درمان ندارم؟»


خواستم تا به گوشش رسانم

ناله‌ي خود كه: اي واي بر من!

واي بر من، چه نامهربانم!

شرمگينم ببخشاي بر من!


ني تو تنها ز دردي روانسوز

روي رخسار خود گرد داري:

اوستادي به غم گرفته

همچو خود صاحب دردي داري...


خواستم بوسمش چهره و گويم:

ما دو زاييده‌ي رنج و درديم

هر دو شاخه‌ي زندگاني

برگ پژمرده از باد سرديم...


ليك دانستم آنجا كه هستم

جاي تعليم و تدريس و پندست،

عجز و شوريدگي از معلم

در بر كودكان ناپسندست-


بر جگر سخت دندان فشردم

در گلو ناله‌ها را شكستم

ديده مي‌سوخت از گرمي اشك

ليك بر اشك وي راه بستم


با همه درد و آشفتگي، باز

چهره‌ام خشك و بي‌اعتنا بود،

سوختم از غم و كس ندانست

در درونم چه محشر به پا بود...


سيمين بهبهاني

از سال‌هاي آب و سهراب


 


 



آخرین مطالب ...
» ویدیو آموزشی نرم افزار Rapid Miner
» دانلود نرم افزار داده کاوی Rapid Miner
» کتاب آموزشی نرم افزار Rapid Miner
» 10 Uses Of The Find Command In Linux
» نرم افزار امنیتی McAfee VirusScan Enterprise 8.7
» نرم افزار HDDLife (تخمین عمر باقی مانده هارد دیسک)
» نرم افزار امنیتی ESET Smart Security Business Edition v4.2.76.0
» خلاصه ای از بانک های اطلاعاتی
» برنامه SQL Server Express Edition 2005
» نمونه سوال امتحانی درس آزمایشگاه معماری کامپیوتر

Home | FeedBack

Copyright © 2008 LoxBlog.Com . All Rights Reserved. Translation Www.NazTarin.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران